سفره افطار هر شب رقمی بین ۱.۶ تا ۲ میلیون تومان برای چهار نفر!
ماه رمضان که میرسد، سفره افطار برای بسیاری از خانوادهها دیگر فقط محل گشودن روزه نیست؛ به صحنهای برای حسابوکتاب، حذف و انتخاب اجباری تبدیل میشود. بررسی قیمت اقلام متداول افطاری در بازار نشان میدهد هزینه یک افطار معمولی برای یک خانواده چهار نفره، به رقمی رسیده که برای بخش قابلتوجهی از جامعه، ادامهدادن آن در طول یک ماه تقریباً ناممکن است.
ماه رمضان که میرسد، سفره افطار برای بسیاری از خانوادهها دیگر فقط محل گشودن روزه نیست؛ به صحنهای برای حسابوکتاب، حذف و انتخاب اجباری تبدیل میشود. بررسی قیمت اقلام متداول افطاری در بازار نشان میدهد هزینه یک افطار معمولی برای یک خانواده چهار نفره، به رقمی رسیده که برای بخش قابلتوجهی از جامعه، ادامهدادن آن در طول یک ماه تقریباً ناممکن است.
برای شروع یک افطار ساده، حداقل اقلامی مانند نان، پنیر، کره، خرما و چای روی سفره قرار میگیرد. قیمت یک بسته پنیر معمولی ۴۰۰ گرمی به ۱۶۰ هزار تومان و قیمت پنیر ۵۰۰ به ۲۱۲ هزار تومان رسیده است همچنین کره ۵۰ گرمی نیز از ۳۹ هزار تومان تا ۴۵ هزار تومان به فروش میرسد خرمای معمولی، که پای ثابت سفره افطار است، برای بسته ۶۰۰ گرمی ۳۳۰ هزار تومان فروخته میشود.





بنابر گزارش دیده بان ایران؛ نان سنگک ساده نیز در نانوانایی های آزادپز با قیمت ۲۵ تا ۳۵ هزار تومان به فروش میرسد ؛ نان بربری ساده نیز از ۱۵ تا۲۰ هزار تومان عرضه میشود. چای ۵۰۰ گرمی هم با قیمت ۸۹۹ تا یک میلیون و ۱۴۹ هزار تومان در بازار عرضه میشود؛ کالایی که اگرچه مصرف چندروزه دارد، اما ورودش به سفره افطار هزینه اولیه بالایی میطلبد.




جمع این اقلام نشان میدهد یک افطار کاملاً ساده، بدون هیچ غذای گرم یا شیرینی، رقمی نزدیک به ۶۰۰ هزار تومان هزینه دارد؛ عددی که برای «سادهترین شکل افطار» چندان ساده به نظر نمیرسد.
اما سفره افطار رمضان معمولاً به همینها ختم نمیشود. زولبیا و بامیه، بهعنوان نماد شیرینی این ماه، حالا به کالایی لوکس نزدیک شدهاند درحالی که اتحادیه گفته است هر کیلو زولبیا و بامیه درجه یک ۴۹۵ هزار تومان و درجه دو ۴۴۵ هزار تومان قیمت دارد اما با یک جست و جوی ساده میتوان متوجه شد که قیمت ها بالاتر است و زولبیا و بامیه با قیمت کیلویی ۵۱۹ هزار تومان تا ۵۵۰ هزار تومان به فروش میرسد و اضافه شدن تنها یک کیلو از این شیرینیها، هزینه افطار ساده را به مرز یک میلیون تومان میرساند.


بخش اصلی افزایش هزینهها، اما به غذاهای سنتی افطار مربوط است؛ آش و حلیم. قیمت هر کیلو حلیم ساده بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار تومان و حلیم با مخلفات بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است.

آش شلهقلمکار و آش رشته نیز وضعیت مشابهی دارند. هر کیلو آش شلهقلمکار از ۳۰۰ تا ۴۲۰ هزار تومان قیمتگذاری شده آش رشته هم با قیمت هر کیلو ۳۰۰ تا ۴۳۵ هزار تومان عرضه میشود.


جمع این ارقام نشان میدهد اگر یک خانواده چهار نفره بخواهد یک افطار «نسبتاً کامل» شامل نان، مخلفات ساده، زولبیا و بامیه و یکی از غذاهای سنتی رمضان داشته باشد، باید برای هر شب رقمی بین ۱.۶ تا ۲ میلیون تومان کنار بگذارد؛ هزینهای که در طول یک ماه رمضان، به عددی چند ده میلیون تومانی تبدیل میشود.
بررسی قیمت اقلام متداول افطاری نشان میدهد یک افطار معمولی برای خانوادهای چهار نفره، حتی بدون تجمل، هزینه قابلتوجهی دارد؛ بهطوریکه نان، پنیر، کره، خرما و چای بهتنهایی رقمی حدود ۷۰۰ هزار تومان را تشکیل میدهند و با اضافه شدن زولبیا و بامیه و یک غذای گرم مانند آش یا حلیم، هزینه نهایی افطار به حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار تا نزدیک دو میلیون تومان میرسد.
این واقعیت باعث شده بسیاری از خانوادهها به حذف تدریجی اقلام افطاری روی بیاورند؛ حلیم و آش جای خود را به نان و خرما میدهند، زولبیا و بامیه از سفرهها حذف میشوند و افطار، از یک وعده گرم و جمعی، به رفع حداقلی گرسنگی تبدیل میشود. سفره افطار امسال، بیش از هر زمان دیگری، روایتگر شکاف میان درآمد خانوار و هزینههای زندگی است.
بررسیها نشان میدهد رشد هزینه افطار جدا از افزایش مقطعی قیمتها نیست و مستقیماً تحت تأثیر تورم مواد غذایی قرار دارد. طبق آمارهای رسمی، تورم خوراکیها در یکسال گذشته در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد نوسان داشته؛ تورمی که بیش از هر چیز خود را در کالاهای پرمصرف روزانه مانند لبنیات، شیرینیها و غذاهای آماده نشان داده است.
نتیجه این افزایش قیمتها، تغییر تدریجی الگوی سفره افطار در بسیاری از خانوادههاست. در گفتوگوهای میدانی و بررسی رفتار مصرفکنندگان، مشخص است که برخی اقلام که تا همین چند سال پیش جزو بخش ثابت افطار محسوب میشدند، حالا به گزینههای «قابل حذف» تبدیل شدهاند. زولبیا و بامیه، آش و حلیم، یا حتی پنیر و کره، در بسیاری از خانهها یا با فاصله زمانی مصرف میشوند یا فقط به شبهای خاص محدود شدهاند.
این تغییر به معنای کنار گذاشتن کامل آیین افطار نیست، بلکه نشانهای از اولویتبندی جدید در سبد مصرف خانوار است؛ خانوادهها تلاش میکنند سفره را حفظ کنند، اما با حذف یا جایگزینی برخی اقلام، هزینهها را کنترل کنند. به این ترتیب، افطار از یک وعده مفصل و متنوع، به ترکیبی سادهتر و حسابشدهتر رسیده است.
در چنین شرایطی، سفره افطار بیش از آنکه محل تنوع غذایی باشد، به بازتابی از واقعیت اقتصادی خانوادهها تبدیل شده است؛ واقعیتی که نه با اغراق، بلکه با اعداد و انتخابهای روزمره خود را نشان میدهد.